تبلیغات
nice stories - لیلی خود را به آتش کشید

خدا گفت زمین سرد است.چه کسی می تواند زمین را گرم کند؟

 لیلی گفت : من.
خدا شعله ای به اوداد.لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت.
سینه اش آتش گرفت.خدالبخندزد لیلی هم .
خدا گفت:شعله راخرج کن.زمینم را به آتش بکش.
لیلی خود رابه آتش کشید.خدا سوختنش را تماشا میکرد.
لیلی گُر می گرفت.خداحظ می کرد.لیلی می ترسید.می ترسید آتش اش تمام شود.
لیلی چیزی از خدا خواست. خدا اجابت کرد.
مجنون سر رسید.مجنون هیزم آتش لیلی شد.


لیلی گفت: امانتیت زیادی داغ است. زیادی تند است. خاكستر لیلی هم دارد می‌سوزد.
امانتیت را پس می‌گیری؟ خدا گفت: خاكسترت را دوست دارم. خاكسترت را پس می‌گیرم...
خدا گفت: پایان قصه‌ ات اشك است؛ اشك دریاست؛ دریا تشنگی‌است و من تشنگی‌ام٬ تشنگی و آب. پایانی از این قشنگتر بلدی؟
 لیلی گریه كرد. لیلی تشنه‌تر شد. خدا خندید.

آتش زبانه کشید.آتش ماند.زمین خدا گرم شد.
خدا گفت:اگر لیلی نبود،زمین من همیشه سردش بود.
خدا مشتی خاك را برگرفت٬ می‌خواست لیلی را بسازد٬ از خود در او دمید. و لیلی پیش از آنكه باخبر شود٬ عاشق شد. سالیانی‌است كه لیلی عشق می‌ورزد. لیلی باید عاشق باشد. زیرا خدا در او دمیده است و هركه خدا در او بدمد٬ عاشق می‌شود. لیلی نام تمام دختران زمین است؛ نام دیگر انسان.

منبع: لیلی نام تمام دختران زمین است


تاریخ : جمعه 2 اسفند 1392 | 06:02 ب.ظ | نویسنده : یاسمن | نظرات

  • تبلیغات متنی | مهم نیوز | ایکس باکس